محمد باقر اديبى لاريجانى
94
مرزدار مكتب اهل بيت ( ع ) ( سيرى در احوال وافكار وآثار مرحوم علامه عسگرى " ره " ) ( فارسى )
صادره و به جاى مانده از ايشان است ، و سيره عملى و تقريرات آن جناب كه دو بخش ديگر از سنّت را تشكيل مىدهند و اعتبارشان به هيچ وجه كمتر از سنّت قولى نيست مغفول مانده است . اين توجه ، توجه و التفات بسيار مبارك و مهمّى بود . اگر ما به سيره و سنّت عملى اهل عصمت ، آن طور و آن مقدار كه سنّت قولى آنها را در دست داريم ، دست مىيافتيم خلأهاى فراوانى كه بويژه در مسائل اجتماعى وجود دارد پر مىكرديم و اوّلًا دلايل مستقل فراوان و ثانيا قرائن زيادى براى فهم سنّت قولى به دست مىآورديم . اين مسئله باعث مىشود كه تصميم بگيرند چيزى مانند مستدرك الوسائل از سيره عملى رسول خدا و ائمّه هدى عليهمالسلام تأليف كنند . در آن روزگار ايشان چنين مىانديشيد كه در سنّت عملى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله كه ما على الرسم به آن سيرة النبى نام مىدهيم ، اختلافى در ميان فرق اسلامى شيعه و سنّت - كه بعدها ايشان آنها را به نام مكتب امامت و مكتب خلافت خواند - وجود ندارد ؛ امّا ورود در بحث و مراجعه به مصادر اوليّه كه بعد از تقسيم ادوارىِ مباحث و بعد از تقسيم موضوعى آن انجام مىگرفت « 1 » رفته رفته نشان داد كه در مصادر سنّت در مكتب خلافت مشكلات بزرگى حتى در بخش زندگانى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله وجود دارد كه بدون گذر از آنها امكان دستيابى به سيره صحيح و قابل استناد فقهى نخواهد بود ؛ پس كار اوّل اين بود كه يك پاكسازى جدى در سنّت نبوى به عمل بيايد و چنان كه خود فرمودهاند : نخست براى مُكثرين از صحابه كه تا آنجا مىشناسيم عبارتند از ابو هريره ، انس بن مالك ، عايشه ، عبد اللّه بن عبّاس و . . . پروندهاى جُدا تشكيل دادند . در مقدمه عبد اللّه بن سباء مىنويسند : « خداوند شاهد است آنچه مرا به اين گونه بررسىها و تحقيقات وادار كرده است ، اين است كه من از روزگار نوجوانى سخت به شناخت زندگانى پيامبر و يارانش عشق مىورزيدم ، و دوست مىداشتم كه اسلام را بشناسم ، بدانم كه چگونه شروع شد ، و چگونه انتشار يافت و قدرت گرفت و . . . و بيشتر عمرم را در اين راه بسر آوردم » .
--> ( 1 ) . ادوار مانند اسلام در مدينه ، اسلام در كوفه و . . . و موضوع مثل سياست ، فرهنگ ، جنگها و . . . .